بایگانی ماهیانه: اسفند ۱۳۸۹



جشن

دیروز هم  یکی از آن روز هایی بود که برایم خاطره شد. این بچه های لیسانس نفتی برای خودشان جشنی به عنوان عیدانه برپا کرده  بودند و اکثر ساکنین انستیتو را اعم از پیر و جوان، خرد و کلان و … ادامه‌ی خواندن

نوشته شده در عمومی | 2 دیدگاه

وقتی تو نیستی…

وقتی تو نیستی نه هست های من چونان که بایدند نه باید های من…وقتی تو نیستی به انتظارت می نشینم… در دلم را بسته ام… تا فقط تویی که نمی شناسمت بیایی… بیایی و از زمینم بر گیری و به … ادامه‌ی خواندن

نوشته شده در عمومی | 1 دیدگاه