تو که نیامدی…

این نوشته در عمومی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به تو که نیامدی…

  1. قطع و وصل می‌گوید:

    سلام
    خیلی وقت پیش آدرس اینجا را برایم گذاشته بودید, اینجا را ذخیره کرده بودم تا سر فرصت همه اش را بخوانم و بعد کم کم یادم رفت, شرمنده!
    و حالا که آمدم خواندم و خواندم تا به رسیدم… الحق که خوب می نویسید. لذت بردم و بهره بردم و گاهی با برخی نوشته ها مثل ماه رمضان و دل نوشته ی تان به امام رئوف و برخی دیگر چشمی تر کردم… این داستان حضرت داوود هم فوق العاده بود جور دیگری اش را شنیده بودم که در کل یه چیز را می گویند, کاش باور کنیم خدا را! آن وقت قطعا این همه حرص و غصه و دل واپسی از زندگیمان رخت می بندد…
    خیلی خوب می نویسید! حیف است اگر ننویسید, خدا وقتی استعدادی میده برای ما اون استعداد میشه تکلیف میشه وظیفه… مواظب تکلیف تون باشید!
    ————————————-
    سلام علیکم

    ممنون از اینکه آمدید و نظر گذاشتید
    وقت نوشتن خیلی کم دارم
    البته اینجوری هم که شما میگید خوب نیست نوشتنم… نظر لطفتان است